هنرمندان ایرانی باید در ایران فعالیت کنند

رادیو پارسی : این روزها خواننده‌ها و گروه‌های زیادی به دنبال اخذ مجوز فعالیت رسمی هستند. اما در این بین «شهرام شعرباف»، خواننده و سرپرست گروه «اوهام»، برخلاف تمامی همکاران خود عمل کرد. او در روزهای پایانی بهمن ۹۳ و طی نامه‌ای سرگشاده از دفتر موسیقی وزارت ارشاد درخواست کرد تا مجوز فعالیت‌های او را لغو کنند! این اتفاق با نظرات گوناگونی از سوی اهالی و مخاطبان موسیقی مواجه شد. «بابک ریاحی‌پور»، نوازنده باسابقه گیتار بیس، یکی از همکاران قدیمی شهرام شعرباف و از پایه‌گذاران این گروه است که نظر متفاوتی نسبت به این موضوع دارد. او دراین گفتگو به تحلیل این تصمیم سرپرست اوهام پرداخت و چند پیش‌بینی را هم مطرح کرد.

  • * به نظر شما که سابقه همکاری با «شهرام شعرباف» را دارید، دلیل او برای نامه لغو مجوزش را چه می‌دانید؟

با توجه به شناختی که از «شهرام» دارم، از چنین مسأله‌ای متعجب نمی‌شوم. شخصیت «شهرام» اینگونه است که گاهی به عمیق‌ترین نقطه یأس و افسردگی می‌رسد و ناگهان یک حرکت خودجوش و جهشی انجام می‌دهد. این اتفاق هم فکر می‌کنم به همان خصوصیات او بازمی‌گردد. احساس کردم او قصد داشته که یأس و افسردگی خود از این سیستم را به اطلاع عموم مردم برساند. این حرکت او یک ابراز مخالفت بود. یک ابراز مخالفت توأم با یأس از سوی یک هنرمند بااستعداد که قربانی شرایط عجیب و غریبی شده است.

  • * مگر او نمی‌توانست با تولید آثار و کلا فعالیت بیشتر این حرکت خودجوش و جهشی را انجام دهد؟

با توجه به شناختی که از خودش و استعدادش دارد او می‌توانست با خیلی‌ها همکاری کند. این توانایی را داشت که با هنرمندان مختلف همکاری و قطعات بیشتری را تولید کند. او البته یک غرور خاصی هم دارد و می‌خواهد که همه کارها را خودش بسازد. این موضوع یعنی عدم انعطاف‌پذیری موزیسین‌ها در ایران برای آنها گران تمام می‌شود.

  • * شهرام شعرباف بیش از پانزده سال سابقه کار دارد و روزهای بدتری را هم پشت سر گذاشته، اما چرا در طول این سال‌ها به چنین نقطه‌ای نرسید؟

این یک ابراز یأس و ناامیدی است. این فشار در گذشته هم بوده اما فکر می‌کنم که او اکنون احساس می‌کند که دیگر کاری نمی‌تواند بکند. زیرا همه فرصت‌ها را داشت و همه آنها به ثمر ننشستند. فعالیت‌های او در ایران و خروج از کشور و کنسرت‌های خارج از کشور و… هیچگاه به مرحله‌ای نرسیدند که به ثمر بنشینند. دلیلش هم این بود که «شهرام» تا یک جای کار می‌رفت و دیگر جلوتر نمی‌توانست برود.

  • * برخی می‌گویند که اشتباه او بازگشت به ایران بود و اگر خارج از کشور می‌ماند شاید شرایط بهتری داشت. نظر شما چیست؟

باید این نکته را در نظر داشته باشیم که ایرانی‌ها در خارج از کشور در اقلیت هستند اما شهرام، ایرانِ سال ۱۳۷۸ را با ایرانِ سال ۱۳۹۰ اشتباه گرفت. در حقیقت عدم شناخت کافی او از ایران باعث شد که برگردد. شهرام آن زمان فکر می‌کرد که در خارج از ایران برایش فرش قرمز پهن می‌کنند و فکر کرد که طرفداران قدیمی اوهام می‌آیند و سالن‌های کنسرت را پر می‌کنند. ببینید کسانی که سال ۱۳۷۸ طرفدار اوهام بودند، حدوداً ۲۲ یا ۲۳ سال سن داشتند. اما آنها اکنون حدوداً چهل ساله هستند و زن و بچه دارند. اوهام در حقیقت طنینی از یک اسم بزرگ بود و نتوانست به جایگاه گذشته‌اش بازگردد.

  • * با توجه به صحبت‌های شما، یعنی صددرصدِ تقصیرات متوجه خود شهرام شعرباف است؟

نه، من نمی‌گویم که تقصیرها متوجه شهرام است. طبیعتاً سیستمی که ما در آن قرار داریم به او، ضربه‌های زیادی وارد کرده. اگر آن زمان که من در اوهام بودم یعنی سال ۱۳۸۰ مجوز می‌گرفتیم، به یک گروه خیلی خاص تبدیل می‌شدیم. ما به صورت غیرمستقیم آدم‌های زیادی را تحت تأثیر قرار دادیم و اگر مجوز می‌گرفتیم، شاید می‌توانستیم طیف گسترده‌تری را تحت تأثیر قرار دهیم. متأسفانه در موسیقی یک تبی هست و زمانی که بالا است، باید از آن تب استفاده کنید. مثل موج است که وقتی در نقطه اوج قرار دارد، باید از آن استفاده کنید و زمانی که رو به سرازیری می‌رود، بهره بردن از آن خیلی سخت است. وضعیت امروز «اوهام» ترکیبی از فشار مستقیم و غیرمستقیم سیاست‌های حاکم بر موسیقی ما و شخصیت خود شهرام است.

  • * پیش‌بینی شما در مورد سایر افراد و گروه‌هایی که در موسیقی راک فعالیت می‌کنند چیست؟ چه اتفاقاتی برای آنها رخ خواهد داد؟

شهرام با این حرکت به صورت غیرمستقیم به گروه‌های راک کمک کرد زیرا باعث می‌شود که آنها در فوکوس قرار گیرند. اینکه گروهی مثل اوهام به صورت داوطلبانه یا قهرمانانه خودش را قربانی کند، طبیعتاً به دنبال خودش گروه‌های راک دیگر را به وسط می‌کشد. من فکر می‌کنم با توجه به این حرکت شهرام، وضعیت برای سایر گروه‌های راک بد نشود. حقیقت را بخواهید در حرکت او، نفسانیت هم وجود دارد. نفسانیت در اینجا است که من به صورت داوطلبانه آمده‌ام تا خودم را قربانی کنم. در این موضوع فقط از خودگذشتگی شهرام را نمی‌بینم، یک مقدار هم خودپرستی وجود دارد.

  • * چهره‌هایی مثل «کاوه یغمایی» یا «کاوه آفاق» هم این روزها به دنبال اخذ مجوز هستند. این اتفاق روی روند صدور مجوز آنها چه تأثیری خواهد داشت؟

فکر می‌کنم به آنها کمک کند، اما باید این مسأله را در نظر بگیریم که رئیس دفتر موسیقی آقای «پیروز ارجمند» انسان روشنفکری است و فکر بازی دارد. گاهی با خودم فکر می‌کنم ای کاش «شهرام» در زمان قبل از پیروز ارجمند این حرف‌ها را بیان می‌کرد و چرا اکنون می‌گوید؟ پیروز ارجمند کسی است که از ابتدا تا انتهای کنسرت گروه «کهت میان» در سالن نشسته و صددرصد با موسیقی راک مشکلی ندارد. این قضیه باعث می‌شود نام گروه‌های راک ایران که در حالت کما به سر می‌بردند، مطرح شود و خود من همیشه آرزو داشتم که کاوه یغمایی، شکوفا شود زیرا جای او اینجا است. جای آرتیست‌های ایرانی در همین کشور است. هنرمندی که از وطنش دور باشد، مثل گیاهی است که شما از ریشه جدا کنید و به جای دیگری ببرید.

  • * کمی هم در مورد زمان حضور خودتان در گروه اوهام صحبت کنید و اینکه چه اختلاف نظرهایی با شهرام شعرباف داشتید؟

اصطلاح «زمان نامناسب، مکان نامناسب» را شنیده‌اید؟ قضیه «اوهام» کاملاً اینگونه است. در یک زمان و مکان مناسب برای معروف شدن به وجود آمد، زیرا اگر «اوهام» امروز تشکیل می‌شد، اصلاً معروف نمی‌شد. از سوی دیگر شرایط فرهنگی و سیاسی بد بود. آن شرایط اگرچه باعث شهرت «اوهام» شد، ولی از سوی دیگر باعث شد که نتواند به شکوفایی برسد. خود «شهرام» را هم در این اتفاق مقصر می‌دانم زیرا اصلاً زیر بار یک سری مسائل نمی‌رفت. بزرگ‌ترین مشکلی که ارشاد به اوهام می‌گرفت، در بخش وکال بود و من خودم شخصاً از «شهرام» درخواست کردم که روی وکالش کار کند و قبول نمی‌کرد. یکی از دلایل جدایی من از «اوهام» هم همین مسائل بود؛ چرا که می‌دیدم اوهام به بن‌بست رسیده است.

آن زمان که من از این گروه جدا شدم، سالی بود که به دعوت یک انجمن فرهنگی نیمه‌دولتی برای اجرای کنسرت به آلمان رفتیم. شرایط خوبی داشتیم و برای ما به عنوان یک سکوی پرتاب بود. زمانی که این شرایط را دارید، باید چیزی هم از خودتان نشان دهید نه اینکه نسبت به برخی مسائل فنی و تکنیکی بی‌اعتنا باشید. به شهرام می‌گفتم که لطفاً روی وکال خودت کار کن و بهانه به کسی نده و اجرای زنده با استودیو تفاوت‌های زیادی دارد. کلاً وضعیت شهرام شعرباف و اوهام ترکیبی عجیب مثل دو روی سکه است. در یک رو بهشت و در روی دیگر جهنم است.

  • * او اکنون به کدام روی سکه نزدیک‌تر است؟

متأسفانه باید بگویم که به آن روی جهنم نزدیک‌تر است. با شناختی که از شهرام دارم، این اتفاق ناشی از یک یأس و افسردگی عمیق است و اگر حقیقتش را بخواهید، می‌تواند یک مقدار خطرناک باشد.

حمید جان بزرگی

حمید جان بزرگی هستم و حدود 2 سال است که در عرصه هنر و موسیقی فعالیت دارم و هم اکنون نیز به عنوان خبرنگار و نویسنده در رادیو پارسی مشغول به فعالیت هستم .

اضافه کردن نظر

رادیو پارسی در شبکه های اجتماعی

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید