نمایش آرتیگوشه

نمایشی که باید/نگاهی بر نمایش آرتیگوشه

اگر اهل تئاتر دیدن هستید؛ باید نمایش آرتیگوشه را دید چون در آن ملاحظاتی نوین هست که تماشایش را لذت بخش می کند. این نمایش به متن دارای نوآوری هایی قابل تامل است و در آن کارگردانی و بازیگری نیز حرفی برای گفتن دارد.

نویسنده در آرتیگوشه چند اقدام نوین انجام داده است و این همان نکته ای است که متن را قابل ملاحظه می کند؛ در آن ترکیب و تلفیقی از فرهنگهای نامتجانس صورت گرفته است که در واقع به لحاظ تاریخی نقطه مقابل هم بوده اند. ترکیب فرهنگ و تاریخ ایران و یونان باستان این کنش غیر متعارف است؛ تنها به این دلیل که در آن دوران ایران و یونان بارها با هم جنگیده اند و نمونه های بارزی از این تقابل را می توان در نمایشنامه ایرانیان اثر اشیل و آنتیگونه اثر سوفوکل دید! در ایرانیان شکست خشایار شاه از یونانیان آمده است و با صراحت هم این مساله مطرح شده است اما در آنتیگونه که منشاء اصلی نوشتن آرتیگوشه است همانا خاکسپاری جسد برادر آنتیگونه که علیه دایی و پادشاه تب طغیان کرده و باید مردارش خوراک کفتارها و لاشخورها شود! و این رسمی ایرانی است که مردار را نه خاکسپاری که خوراک حیوانات می کنند و در اینجا دستور دایی یا پادشاه نوعی توهین است چون خاکسپاری امری واجب در فرامین خدایان یونانی است. توهین است چون ایرانیان باستان که دشمن یونان است، باید التفاتی غیر معمول به فرد طغیانگر و مدعی تاج و تخت شود. در آرتبگوشه نوعی همگرایی و هماهنگی بین دو فرهنگ و تاریخ شده است و این نوعی نگاه تازه است که از جنس زمان است و ما را دعوت می کند از منظری صلح جویانه و انسانی جویای تاریخ طغیانگری در جهان باشیم. فرقی هم نمی کند که این طغیان اساطیری باشد و به یونان تعلق داشته باشد یا به طغیان تاریخی مزدک در ایران ساسانیان مرتبط باشد.

علاوه بر اینها ساختار نمایشنامه نیز هست که ما را به وجد می آورد. البته می شود با ملاحظات و مناسبات تاریخی مطرح شده وارد بحث شد اما نوع مواجهه تازگی دارد . به اینها باید نحوه فضاسازی و ارائه درست و به جای تک گویی های نمایشی را افزود. البته این تحلیل و کارگردانی روزبه حسینی ما را متوجه اجرایی می کند که باید با دقت به تماشایش نشست. هفت اپیزود که به شیوه تک گویی اجرا می شود که هر کدام هم حال و هوای خودش را دارد و زبان و بیانش هم متفاوت است، و این یعنی ملاحظاتی آوانگارد در حال وقوع است و شاید در ایران ما هم ملتفت شده اند که اگر نظم پسامدرن باید شدنی باشد این فقط در برزخ گذار از سنت به مدرن پیگیری شود .
این در هم تنیدگی جهان اساطیر، تاریخ و امروز نوعی پاگشایی پر رمز و راز است برای پذیرش نظم پسامدرن که در اروپا و آمریکا و کشورهای پیشرفته مسیر طبیعی و تاریخی خود را پیموده است اما ما هنوز در مدار دو گانه سنت و مدرن گرفتار هستیم و ورود به برزخ این دو هست که رجعت به سنت و گذشته را در التقاط با نظم مدرن می توان سمت و سوی متعادلی داد که در واقع بالانس اش همان نظم پست مدرن خواهد بود که البته توصیه ای جهشی برای وقوف بر جهانی است که برای ما مقتدارانه آرامش بخش خواهد بود.
آرتیگوشه تماشایی است که فضاسازی های غیر مترقبه ما را بیشتر متوجه ی بازیگران می کند که این نیز اتفاقی است برای ورود به جهانی قابل ملاحظه که کشف و شهودی را به دنبال خواهد داشت و مطمئنا برای هر یک از ما که به تماشایش نشسته ایم نکات متفکرانه ای را به دنبال خواهد داشت. در واقع تئاتر حقیقی نیز در چهارچوب چنین فضاهایی می تواند دگرگونی اندیشمندانی به همراه داشته باشد که این خود آغازگاه اتفاق بایسته تری برای رشد و تعالی فرد و فراتر از آن جامعه خواهد شد.
آرتیگوشه تماشایی است که فضاسازی های غیر مترقبه ما را بیشتر متوجه ی بازیگران می کند که این نیز اتفاقی است برای ورود به جهانی قابل ملاحظه که کشف و شهودی را به دنبال خواهد داشت و مطمئنا برای هر یک از ما که به تماشایش نشسته ایم نکات متفکرانه ای را به دنبال خواهد داشت. در واقع تئاتر حقیقی نیز در چهارچوب چنین فضاهایی می تواند دگرگونی اندیشگانی به همراه داشته باشد که این خود آغازگاه اتفاق بایسته تری برای رشد و تعالی فرد و فراتر از آن جامعه خواهد شد.

 

 

منبع: اختصاصی رادیو پارسی

نویسنده: رضا آشفته

حمید جان بزرگی

حمید جان بزرگی هستم و حدود 2 سال است که در عرصه هنر و موسیقی فعالیت دارم و هم اکنون نیز به عنوان خبرنگار و نویسنده در رادیو پارسی مشغول به فعالیت هستم .

اضافه کردن نظر

رادیو پارسی در شبکه های اجتماعی

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید