نقد هفته: کفش هایم کو؟ / به کارگردانی کیومرث پور احمد

یک ایده ی ناب و یک اجرای پر اشکال…شاید اینمناسب ترین عنوان برای آخرین ساخته ی پوراحمد کارگردان کهنه کار سینمای ایران باشد…فیلمی که با ارفاق می تواند در میان آثار متوسط کارنامه ی پوراحمد جای گیرد…

کفش هایم کو؟ با روایت جذابی آغاز می شود…جذابیتی که قطعا از دل ایده بیرون می آید نه فیلم نامه…پیرمردی که دچار بیماری آلزایمر است و گویی اوضاعش روز به روز دارد وخیم تر می شود و درست در ابتدای فیلم و زمانی که مخاطب منتظر است تا شخصیت اصلی داستانش را بیشتر بشناسد دو سال به جلو پرت می شود و با دختری رو به رو می شود که سال هاست دور از پدر بوده و حالا برگشته تا گذشته ی خویش و از همه مهم تر پدرش را کشف کند…پدری که به سبب رشد بیماریش در وضعیت خوبی به سر نمی برد…فیلم به ما می گوید آلزایمر ولی چیزی که ما میبینیم شباهتی به آلزایمر ندارد…بیشتر شبیه به یک اختلال شدید روانیست که از یک افسردگی حاد ناشی شده…

پور احمد در گذشته نشان داده بود که قادر است از ماجراهای کم کشش نیز قصه های جذابی بیرون بکشد و آن را به درستی روایت کند…

اکنون، داستان به یک ارتباط پدر دختری خاص می رسد….پدری که آلزایمر دارد و دخترش را نمی شناسد و دختری که وجودش سرشار از عشق به پدر است و می خواهد این عشق و علاقه را به مخاطب اثبات کند …یک ایده مناسب برای پرداخت…و مخاطبی که برای باور پذیر دانستن این ارتباط خاص پدر دختری نیاز به المان های محکم تری دارد…اما اینجا همه چیز به چند لمس و حمام کردن و ناخن گرفتن محدود می شود به نوعی پرداخت ارتباط ها در داستان ناقص باقی می ماند…اتفاقی که در پرداخت بعضی شخصیت ها نیز رخ می دهد…

آسیب بعدی از جانب تعدد شخصیت ها به قصه وارد می شود…شخصیت هایی که گاه هدفشان هم از حضور در داستان مشخص نیست و گاه مانند شخصیت پرستار معتاد با بازی شقایق فراهانی به شکلی تصنعی حامل پیامی اخلاقی اند…پیامی که به طرزی عجیب خارج از خط روایت است و ابدا در منطق داستان نمی گنجد…

بازی های متوسط و بد نیز در فیلم کم نیست…از شخصیت عموی قصه گرفته تا شخصیت پریناز با بازی رویا نونهالی که انتظار میرفت با ورودش به داستان اتفاقات جالبی را رقم بزند اما بیشتر آمد تا پایان بندی فیلم را شاد تر کد و این هدف در سکانس پایانی نیز کاملا مشهود است…اما بی شک این ضعف در بازی بازیگران از ضعف در فیلمنامه ناشی می شود و نمیتوان تاثیر آن را نادیده گرفت…فیلم نامه ای که با حذف اضافات خود و پرداخت بهتر شخصیت هایش می توانست به فیلم کمک کند…

با این حال ، کفش هایم کو؟ دارای حس انسان دوستیِ بی آلایش و منحصر به فردیست که حضور آن در آثار گذشته پوراحمد نیز دیده می شود  اما این احساسات  به تنهایی نمی تواند ضعف در اجرای کار را پوشش دهد و به تعبیری کفش هایم کو ؟ را می توان در دسته ی ایده های از دست رفته جای داد…

سهیل سمیعی

به دلیل علاقه شخصی به حوزه هنر به خصوص سینما و تئاتر بر آن شدم تا از این تریبون در حد توان و تا جایی که قلمم یاری کند دغدغه های خویش را مطرح کنم.

اضافه کردن نظر

رادیو پارسی در شبکه های اجتماعی

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید