Thursday 8 December 2016
کنسرت عماد طالب زاده
کد خبر : 9387
تاریخ انتشار : شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۰
بازدید

دیدن و ندیدن/ نگاهی به فیلم عادت نمی کنیم

«عادت نمی کنیم» دومین ساخته ی ابراهیم ابراهیمیان ، فیلمی است اجتماعی در مورد یک استاد دانشگاه که بر اثر سوتفاهمی جریان عادی زندگی اش بهم می خورد. «عادت نمی کنیم» فیلمی خوش ساخت و روان است. به دلیل پیروی از سبک فیلم سازی اصغرفرهادی . ابراهیمیان دقیقا از همان فضا، ساختار و حتی قصه ی شبیه «درباره الی»  برای «عادت نمی کنیم» بهره برده […]

«عادت نمی کنیم» دومین ساخته ی ابراهیم ابراهیمیان ، فیلمی است اجتماعی در مورد یک استاد دانشگاه که بر اثر سوتفاهمی جریان عادی زندگی اش بهم می خورد. «عادت نمی کنیم» فیلمی خوش ساخت و روان است. به دلیل پیروی از سبک فیلم سازی اصغرفرهادی . ابراهیمیان دقیقا از همان فضا، ساختار و حتی قصه ی شبیه «درباره الی»  برای «عادت نمی کنیم» بهره برده است.

قصه ی دو زوج که گویا در دانشگاه همکلاسی بوده اند و سالیان سال است رابطه ی دوستانه و خانوادگی صمیمانه ی با همدیگر دارند، دقیقا شبیه روابط صمیمانه ی زوج های قصه ی درباره الی. دروغی که سیما با بازی هدیه تهرانی به مهتاب با بازی ساره بیات می گوید، که مشخص نمی شود آیا او ماشین احمد رضا را دیده است یا دخترش ترگل،  با کمی یاد آوری شبیه ی رازی است که سپیده در مورد الی می دانست، اما با دروغی زندگی همه را بهم ریخت. دعوای منصور با بازی حمید رضا آذرنگ با دخترش ترگل به دلیل ماجرایی که دیده است، اما با اطمینان در موردآن صحبت نمی کند باعث شب اداری دخترش ترگل شده است، که این هم همان ماجرای دعوای پیمان معادی با پسرش به دلیل پاسخ نامعلوم در مورد مرگ الی است.

فرنوش دانشجوی احمد رضا در «عادت نمی کنیم» به دلیل ایست قلبی می میرد. تا قبل از مرگش انگار هویتش مجهول بوده است کسی از اطرافیانش در مورد زندگی اش چیزی نمی داند. اما بعد از مرگش مشخص می شود که زنی مطلقه بوده و حتی باردار هم بوده است. الی درفیلم فرهادی هم اینگونه بود. با مرگش تازه اطرافیانش به زندگی و هویت او پی می برند و حتی در مرگش سپیده را مقصر می دانند، همانطور که با مرگ فرنوش، همسر احمد رضا مقصر دانسته می شود.

قصه ی «عادت نمی کنیم» جزییات متعددی را در خود دارد. که با کمی تامل و دقت بیشتر می شود در مورد آنها فکر و صحبت کرد. نمونه ای این جزییات سیگار کشیدن های متعدد منصور و پنهانی سیما است. انگار هر دوی این ها برای رهایی از تنش و فشارهای های روحی و روانی به سمت سیگار کشیدن روی آورده اند. انگار عذاب وجدانی برای کاری  را با خود حمل می کنند که سیگار باعث رهایی انها از عذاب وجدان می شود. در مقابل مهتاب و احمد رضا هیچ کدام سیگاری نیستند، گویا هر دو از نحوه ی زندگی کردن خود راضی هستند و به خود اطمینان دارند.

منصور هیچ وقت عادت به بستن کمربند ایمنی ندارد. این یعنی شخصیت منصور خلاف های بزرگتری در زندگی انجام داده است که نبستن کمربند و جریمه شدن برای او ارزش و اهمیتی ندارد. در مقابل احمد رضا همیشه کمربند ایمنی را می بندد و به کسی هم که کنارش نشسته است این را گوشزد می کند، یعنی این شخصیت که تایع قانون و مقررات است و دوست ندارد کسی او را تحقیر یا توبیخ کند. در سکانس پایانی این فیلم منصور با لگد کردن عروسکی موزیکال باعث به صدا درآمدن آن عروسک می شود. عروسکی که نماد از سرخوردگی های جنسی است. انگار منصور خود به گناهش پی می برد و می داند اطرافیانش در مورد او چه فکر می کنند. عروسک در واقع اتصالی است میان دو جهان و دو بینش متفاوت که با استیلا مفاهیم بر ذهن مخاطب، وی را با منطق ارزش گذار اخلاقی و اجتماعی بزرگسالان درگیر می کند. عروسک در خدمت فرهنگ در می آید تا بتواند روایتی از بیان احساسات انسان باشد که در این سکانس کاملا این عروسک بیانگر احساس سرخوردگی و عدم موفقیت و منفور شدن شخصیت منصور بود.بازی دون اغراق و واقعی حمید رضا آذرنگ در نقش منصور از نقاط قوت این فیلم است.

«عادت نمی کنیم» در مورد یک سوتفاهم، یک خیانت و یک قضاوت نادرست است. که هر کدام به دلیل نابجایی خود در داستان باعث به هم خوردن زندگی شخصت ها شد. سوتفاهمی که مهتاب در مورد همسرش دچار شد، باعث مرگ دختری شد که هیچ رابطه ی با احمد رضا نداشت. قضاوت نادرست مهتاب در مورد آن دختر جوان باعث جدا شدن مهتاب از همسرش شد و خیانتی که منصور به همسرش کرد، باعث به هم خورد رابطه ی دوستانه با احمد و مهتاب و حتی مرگ آن دختر جوان شد. البته داستان تا جایی پیش می رود که سیما متوجه خیانت همسرش می شود و قصه با پایانی باز به اتمام می رسد و دلیل مرگ آن دختر مشخص نمی شود اینکه چرا بدون سابقه ی قبلی با ایست قلبی می میرد. دروغ سیما مشخص نمی شود اینکه واقعا سیما ماشین احمد رضا را دیده بود یا ترگل دخترش. آیا مهتاب از طلاقش صرف نظر می کند؟ دلیل منصرف شدن پدر فرنوش از شکایتش چه بود و چند ین سوال دیگر که فیلمنامه و داستان به آن پاسخی نمی دهد.

«عادت نمی کنیم» در مقایسه با نخستین ساخته ابراهیمیان فیلمی بهتر و موفق تر و قابل قبول تر است. به نظر می رسید به دلیل حضور دوباره تهرانی و فروتن کنارهم این فیلم در اکران عمومی با استقبال روبرو می شد که البته همین اتفاق هم افتاد اما متاسفانه با توقیف و توقف نمایش این فیلم در سینماها معلوم نیست دومین تجربه ابراهیمیان به چه سرنوشتی دچار می شود. امید است ابراهیم ابراهیمیان و سارا سلطانی به عنوان فیلم نامه نویسان و کارگردان در سومین فیلم خود به سراغ قصه و داستانی بکر و جدید بروند، که تابحال کسی آن را تجربه نکرده باشد.

 

 

منبع: اختصاصی رادیو پارسی

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات