احسان گودرزی بازیگر فیلم اژدها وارد میشود

علاقه ی من به تئاتری است که از تصویر فرار کند و به تخیل بپردازد

احسان گودرزی بازیگر نقش کیوان حداد در فیلم اژدها وارد می شود، نمایش نامه نویس و کارگردان تئاترهای اسلحه ناموس منه و مثل شلوار جین آبی، کسی که خودش می گوید علاقمند به نوشتن است و به هیچ عنوان حاضر نیست نمایش نامه نویسی یا فیلم نامه نویسی را رها کند. او این روزها فیلم متفاوت مانی حقیقی را بر روی پرده دارد و در سالن مستقل تئاتر تهران هم دو نمایش در حال اجرا. با او هم از فیلم نامه نویسی فیلم نگار صحبت کرده ام و هم از ترانه سرایی. در ادامه خواننده این گفتگو باشید.

از یک سوال کلیشه ی شروع کنم. اینکه از تجربه ی حضور در فیلم اژدها وارد می شود و همکاری با مانی حقیقی برایمان کمی توضیح دهید؟
برای من بودن در کنار مانی حقیقی و حضور در فیلم اژدها وارد می شود یک فرصت بسیار استثنایی بود. خوشبختانه این اتفاق برای من افتاد و تجربه ی درخشانی برای من بود.

از همان ابتدا و با خواندن فیلم نامه ی این فیلم متوجه ی متفاوت بودن قصه شدین؟
بله از همان ابتدا کاملا مشخص بود.
در مورد شخصیت کیوان حداد که شما ایفاگر آن بودید، این شخصیت فارغ از داستان و فیلم آیا به طور واقعی وجود داشت یا صرفا زاده ی تخیل مانی حقیقی بود؟
تخیل مانی حقیقی بود.

 

یعنی شما قصد دارید بگویید این فیلم دروغ بود یا واقعیت مرز بین دروغ و واقعیت در داستان مشخص نیست. من میخواهم بدانم ایا خلق شخصیت کیوان حداد به طور واقعی نمود داشت یا اینکه شما به کمک مانی حقیقی این شخصیت را پرورش دادید؟

به نظرم با دیدن فیلم، تکلیف همه چیز روشن می شود و اصلا لازم نیست که ما بگوییم این فیلم بر اساس داستان واقعی نوشته شده است یا نه. ولی کیوان حداد در زندگی مانی حقیقی وجود داشته است اما اینکه این شخصیت به طور واقعی شبیه شخصیت در فیلم است یا نه را من خبر ندارم.

 

احسان گودرزی بازیگر فیلم اژدها وارد میشود

شما علاوه بر بازی در این فیلم، فیلم نامه نویسی فیلم نگار را بر هم برعهده داشتید. قبل از دو اتفاق آیا تجربه ی حضور در سینما را چه به عنوان بازیگر، چه به عنوان فیلم نامه نویس را داشتید؟
نه. اولین تجربه ی من اژدها وارد می شود و دومین تجربه ی من فیلم نگار بوده است.

بعد از اکران اژدها در جشنواره فیلم فجر و حالا هم به طور عمومی، به شما پیشنهاد بازی نداده اند؟
پیشنهاد بازی در فیلم کوتاه را داده اند اما فیلم بلند را نه. علاقه ی به بازی در فیلم کوتاه ندارم، بجز اینکه نمونه ی بسیار خاص باشد.

تهیه کنندگی دو نمایش اسلحه ناموس منه و مثل شلوار جین آبی را رامبد جوان برعهده دارد. خیلی این اتفاق مورد توجه قرار گرفت. در مورد نحوه ی این همکاری توضیح دهید؟
من نمی دانم چه طوری به این سوال می شود جواب داد. همه ی این سوال را می پرسند. چند جور می شود جواب داد به آن ولی اگر بدانم پرسشگر دقیقا دنبال چه جوابی است یا از چه منظری این سوال را می پرسد. بحث بر سر این است که یک کارگردان و یک تهیه کننده اگر همکاری کنند خیلی اتفاق عجیبی نیست. در سراسر دنیا این همکاری ها رخ می دهد. از این لحاظ که چگونه با هم آشنا شدیم، ما قبل تر همدیگر را می شناختیم، اقای جوان به من اعتماد کردند و لطف دارند و تهیه کننده ی نمایش های من شدند.

مخاطبان نمایش مثل شلوار جین آبی بر این نکته اشاره می کنند که این نمایش یک مونولوگ شاعرانه است. وصف شاعرانگی این نمایش در ارتباط با ترانه سرا بودن شما است. می خواهم بدانم چقدر شاعر بودن شما در نوشتن فیلم نامه یا نمایش نامه موثر بوده است و خواهد بود؟
شعر تاثیرش در نمایش نامه ها بیشتر از فیلم نامه خودش را نشان داده است. بخاطر اینکه فیلم نامه جور دیگری باید شاعرانه باشد. مدیوم سینما را نمی توان با دیالوگ شاعرانه کرد. در فیلم اژدها وارد می شود تصویر یک دسته بادکنک در وسط یک بیابان، یک کشتی در لانگ شات این به نظرم در حال تولید شعر است. این ها شعرهای تصویری هستند که در سینما به وجود می آیند. در فیلم نگاراز این دیالوگ های شاعرانه خبری نیست و تلاش بر این بود که فضا به سمتی برود که شاعرانه باشد. ولی در نمایش نامه چون دیالوگ ها برای من اهمیت بیشتری پیدا می کنند و علاقه ی من به تئاتری است که از تصویر فرار می کند و به تخیل می پردازد، برای همین این فضا برای نوشتن جمله ها باز است. اگر من تئاتری را تولید میکردم که به تصویرها بیشترمی پرداخت، شاید به سمت فضای شاعرانگی در تصویر می رفتم.

 

احسان گودرزی بازیگر فیلم اژدها وارد میشود

این دونمایش چرا پشت سر همدیگر اجرا می شوند، چه ارتباطی بین دو دو داستان وجو د دارد، آیا نمی شد با یک فاصله ی زمانی آنها را بر روی صحنه برد؟
آنقدر در فضای تئاتر و ساختار تئاتری آزاد و مختار نیستیم که هر طور دلمان خواست رفتار کنیم. ایده آل ها ممکن است خیلی چیزهای دیگر باشد اما وقتی بحث سالن یا مجوز پیش می آید و هزار عوامل دیگر که باعث می شود یک تصمیم گرفته شود. نمایش اسلحه ناموس منه قرار نبود با شلوار جین آبی همزمان اجرا شود. یم نمایش مستقل بود اما اینقدر طول کشید و ما اینقدر تصمیم های جدی گرفتیم که باعث شد یکسال و نیم بعد از تولیدش، آن را اجرا کنیم. اما خب من از اجرای همزمان این دو نمایش خوشحال هستم. انگار یک رپرتواری است از دو کاری که من انجام داده ام. علاوه بر این شباهت هایی هم دارند، هر دو مونولوگ هستند و هر دو را من کار کرده ام و این ها خط ربطی می شود بین اینکه چرا این دو نمایش پشت سر هم اجرا می شوند.

اینکه شما در سینما حضور دارید، در تئاتر فعالیت می کنید، یکجا بازیگر، یک جا در مقام کارگردان، یک جا در سمت نویسنده ظاهر می شوید، این چند گانگی موجب اغتشاش فکری شما نمی شود؟
چرا. اما من یک آدم بسیار تک بعدی هستم. وقتی میروم سراغ کاری، بقیه کارها تعطیل می شوند، نمی توانم چند کار را با هم انجام دهم. برای همین ممکن است یک ماه فقط تمرکز کنم به سمت مدیوم نمایش و به نوشتن نمایش نامه بپردازم. یک هفته بعد تغییر فضا و به سمت ترانه نویسی بروم. اما همزمان نمی توانم ترانه بنویسم، نمایش نامه بنویسم. تعداد این کارها زیاد است اما برای من خوشایند نیست و برای من افتخاری محسوب نمی شود.اما مهم ترین اتفاق این است که حداقل در یک مدیوم بتوان کاری را درست انجام داد اگر این پراکندگی های شغلی هیچ محصولی تولید نکند به نظرم به هیچ دردی نمی خورد. من نمی توانم هیچ کدام از این مدیوم ها را رها کنم چون به همه ی آنها علاقمند هستم. نمی توانم دیگر ترانه ننویسم، چون خود را ترانه سرا می دانم. از ۱۷سالگی این کار را انجام داده ام. ممکن است کمترین اعتبار را از ترانه سرایی بدست آورد. چون به نظرم ترانه سرایی عنوان بی اعتباری شده است. چون در واقع هیچ صنفیتی ندارد. به طور پراکنده در سراسر ایران عده ای ترانه می نویسند در حالی که اهل نوشتن نیستند اما آثارشان ارائه می شود و وقتی این افراد زیاد می شوند دیگر رغبتی باقی نمی ماند که بگوییم ترانه سرا هستیم. ترجیح می دهم سالی ۱ یا ۲کار از من منتشر شود و همین برای من کافی است. در مورد بقیه ی فضاها هم تقریبا شرایط به همین روال است منتها کمی حساب و کتاب بیشتری دارد. نوشتن برای من آنقدر مقوله ی پراکنده ی نیست که بگویم فیلم نامه نویسی یا نمایش نامه نویسی از هم جدا هستند. خیلی وقت ها بعضی از شعر هایم را به فیلم نامه تبدیل کرده ام. مثلا بخش هایی از فیلم نگار ابتدا به صورت شعر بود و بعد دیدم چقدر سینماست. خیلی وقت ها تکه هایی از نمایش نامه هایم را حذف می کنم و به صورت شعر در می آورم.

اگر روزی به شما بگویند فقط باید یکی از این مدیوم ها و کارها را انجام دهید، ترجیح خود شما کدام یک است؟
اگر قرار باشد انتخاب کنم، فقط نوشتن را انتخاب می کنم یعنی ترانه نویسی و فیلم نامه و نمایش نامه نویسی. ممکن است بازی نکنم یا کارگردانی نکنم اما نوشتن را نمی شود رها کنم. مسئله برای من تولید کردن است. من تولید نکنم نمی توانم زندگی کنم. در واقع دلم می خواهد نفرآخر تولید کننده باشم. در ترانه نویسی من شکستی خوردم و بابت این شکست به سمت کارگردانی تئاتر آمدم. آن شکست هم این بود که وقتی ترانه می نویسی باید منتظر تولید کننده های دیگر اعم از آهنگساز و تنطیم کننده و تهیه کننده باشی تا شعرت را بپسندند. این یعنی با مکافاتی روبرو هستیم. اگر نمایش نامه هم بنویسم همین اتفاق می افتد. در نتیجه در تئاتر تصمیم گرفتم کارگردان باقی بمانم و بعدتر نویسنده هم شدم که خیالم راحت باشد هر چیزی که تولید کنم ارائه می شود.

 

احسان گودرزی بازیگر فیلم اژدها وارد میشود

در مورداین دو نمایش نقد خوانده اید؟
اتفاقا در مورد این موضوع فکر کرده ام. نمایش های من تا اخر اردیبهشت تمدید شده اند و من تا الان هیچ نقدی نخوانده ام یا اگر نوشته اند من ندیده ام. اما مطمینم ننوشته اند، یعنی منتقدی ننوشته است. مخاطبان نظرات خوبی را داده اند و این برای من قابل احترام است. منتها خیلی عجیب است که یک و ماه نیم دو مونولوگ در حال اجراست اما کسی به عنوان منتقد نظری در مورد آنها ننوشته است. نقدها فضایش اینگونه شده است که منتقدان به دیدن نمایشی می روند و کارگردان آن نمایش از آنها می خواهد در مورد اثرش مطلبی بنویسند. این یعنی منتقد باید تعریف کند و این کاری سفارشی و تبلیغی است و نه نقد.حتما باید یک تئاتر دارای چند سوپر استار باشد تا منتقد رغبت کند نقدی در مورد آن بنویسد. این اتقاق غم انگیزی است و یعنی منتقدان کارشان خوب نیست. مگر می شود این دو نمایش نقد نداشته باشد. مطمینا دارای نقایصی است و وظیفه ی منتقد است که این ها را یاداوری کند. من دیده ام منتقدانی به دیدن کارهایم می آیند اما نقدی نمی نویسند و این خیلی عجیب است.

در مورد فیلم اژدها وارد می شود نیز نقدی خوانده اید؟
در مورد این فیلم اتفاقا نقد زیاد است. منتقدان سینما خیلی جدی تر و فعالتر هستند. چون یک حرفه محسوب می شود. اما در تئاتر گویا حرفه محسوب نمی شود البته خیلی وقت ها کارگردانی، بازی در تئاتر هم حرفه محسوب نمی شود. در ایران در مورد این فیلم اکثر منتقدان مطلب نوشته اند. در فستیوال برلین هم از این فیلم بسیار استقبال شد.

از نظر خودتان بهترین سکانس فیلم اژدها وارد می شود کدام است؟ سکانسی که خودتان دوست دارید؟
در مورد بازی خودم، لحظه ی که کیوان حداد بچه را می دزد را خیلی دوست دارم.فیلم به طور کلی سکانس های خوب خیلی دارد و نمی توانم به یک سکانس اشاره کنم. مثلا لحظه ی حرف زدن شتر با بابک حفیظی(امیر جدیدی)، یا سکانس بادکنک ها را خیلی دوست دارم.

در مورد این دو نمایش، علاقمند به کدام مونولوگ یا بخشی از داستان هستید؟
این را واقعا نمی توانم جواب دهم. چون در نوشتن این نمایش نامه ها بسیار حساس بودم و هستم و اگر شما نمایش نامه های من را روی کاغذ ببینید، اصلا شبیه نمایش نامه نیست، بیشتر شبیه شعر نوشته شده است. برای همین وقتی تمام نوشتنشان تمام می شود حالم خوب است و نمی توانم فقط به دیالوگ یا بخشی از آن اشاره کنم و بگویم خوب شده است.

و سوال آخر اینکه در مورد کارهای بعد خود چه در عرصه تصویر و چه در عرصه نمایش برایمان بگویید؟
قرار است فیلم نامه ی را بنویسم اما فعلا نمی توانم اطلاعاتی در مورد آن بدهم. مشغول نوشتن نمایش نامه ی هستم که احتمالا اگر بتوانم با سالنی همکاری کنم، امسال آن را اجرا خواهم کرد. نمایشی که مونولوگ نیست و ۴بازیگر دارد و مشغول ترانه نویسی هستم برای یکسری از گروه ها مثل گروه داماهی که یکی از آثارشان هم منتشر شده است

 

 

منبع: اختصاصی رادیو پارسی

عکس: مریم رمضانلو

شمیم شهلا

علاقه به سینما و تئاتر را از آموزش بازیگری آغاز و با بازی در یک سینمایی و کار در سه تئاتر ادامه، سپس با نوشتن نقدهای سینمایی خود را معرفی کردم. علاقه ام را به صورت آکادمیک هم ادامه دادم و در حال حاضر دانشجوی ارشد پژوهش هنر هستم. به عنوان خبرنگار سینما و تئاتر فعالیت میکنم و در زمینه ی نقد سینمایی با روزنامه و سایت های سینمایی همکاری میکنم.

1 نظر

رادیو پارسی در شبکه های اجتماعی

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید