خاطره استاد فرهاد فخرالدینی از کنسرت اصفهان

خاطره استاد از فرمان ورودی که تاریخی شد

فرهاد فخرالدینی مدیر هنری و ارکستر موسیقی ملی کشورمان همزمان با فرا رسیدن تعطیلات نوروزی از خاطرات ماندگار خود با علی تجویدی، فریدون مشیری در کنسرت باغ چهلستون اصفهان گفت.

بدون تردید کارنامه موسیقی این سرزمین به دور از هر کلیشه و بوق و کَرنایی وامدار هنرمندان بزرگی است که نامشان همچنان در آسمان ابری و آفتابی موسیقی ایرانی می درخشد، درخشیده و خواهد درخشید. یکی از این مفاخر محجوب و محبوب استاد فرهاد فخرالدینی است که کارنامه درخشان او با تمام فراز و نشیب هایی که در این راه طی کرده با نام «ارکستر موسیقی ملی ایران» ممزوج شده و اصلا نمی توان این مجموعه موسیقایی را بدون نام استاد دید. کما اینکه در دورانی که وی در جریان فعالیت های ارکستر ملی نبود حال و روز ناخوش این ارکستر را دیدیم.

فرهاد فخرالدینی از جمله هنرمندانی است که در دوران بی ثباتی ارکسترها و دعواهایی که در پی اختلاف مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران با مدیریت بنیاد رودکی پیش آمده بود، با وجودی که می دانست که ارکستر موسیقی ملی دست کمی از شرایط ارکستر سمفونیک تهران ندارد سیاست سکوت را پیشه کرد و فقط در چند کلام رسانه ای منطقی، انتقادات خود را مطرح کرد. انتقاداتی که شاید رنگ و بوی دعواهای آنچنانی و ارتقا دهنده بازدید سایت ها و خبرگزاری ها را نداشت، اما هر چه بود، برگرفته از دوران فراز و نشیبی بود که استاد با آرامش پیرامون آن سخن می گفت.

فخرالدینی این روزها خوب می داند که فعلا نباید با جار و جتجال کارها را پیش برد، او خوب می داند که ماجرای تمام نشدنی ارکسترهای موسیقی در ایرانی واقعا تمامی ندارد و اگر هم بخواهد درباره اما و اگرهای آن حرفی به میان آورد شاید، شاید، شاید آب در هاون کوبیدن است. او خوب می داند که ارکسترها هم اکنون به تنها چیزی که احتیاج دارد آرامشی است که در وهله اول باید معرف موسیقی سرزمینی باشد که هویت و فرهنگ لازمه آن است، فضایی که ارکستر سمفونیک تهران هم با ورود علی رهبری به ساختار جدید می رفت که شکل کاملا جدی و ارزشمندی در قالب اجرای موسیقی جهانی با نوازندگان ایرانی پیدا کند اما حیف و صد حیف که گرفتار فضایی شد که هیچ کدام دوستش نداریم و البته امیدواری و دعا که این سرنوشت به سراغ ارکستر موسیقی ملی نیاید.

گذریم… چرا که در همین ایام عید صحبت از خاطرات ماندگار و شیرین کردن بهتر از پرداختن به حاشیه هایی است که دوستش نداریم. و چه زیبا که فرهاد فخرالدینی از این خاطرات ماندگار با ما صحبت کند. بزرگواری مهربان که همه ما چه تماشاچی و چه غیر تماشاچی لاقل از نواهای ماندگار مجموعه هایی چون «روزی روزگاری»، «ابن سینا»، «امام علی (ع)»، «سربداران» نمی  توانیم به سادگی عبور کنیم. فرهاد فخرالدینی قطعا بخشی از هویت تاریخی ذهن ما در رابطه با تلویزیون است که روزگاری فقط با دو تا سه شبکه ما را در قاب جادویی خود قرار می داد. او به قطع یقین مردی فراموش نشدنی در تاریخ پر برگ موسیقی این سرزمین است که واژه «پیشکسوت» به معنا و مفهوم مطلق کلمه شایسته اوست. به احترام این مرد تمام نشدنی موسیقی ایران می ایستیم و در بهار ۹۵ برای او که بهترین است تغظیم فرود آوریم.

استاد در این روزهایی که خیلی ها به هر دلیلی دوست نداشتند بخشی از خاطرات شیرین دوران زندگی کاری خود را با اهالی رسانه ها در میان بگذارند مهربانانه از روزهای برگزاری کنسرت ارکستر موسیقی در باغ چهلستون اصفهان  گفت که خواندنش خالی از لطف نیست.

فرهاد فخرالدینی ضمن عرض تبریک سال نو به همه اهالی موسیقی و آرزویی سالی آرام و بدون تنش در این عرصه گفت: یکی از خوش شانسی های بزرگ زندگی من همکاری با بسیاری از بزرگان موسیقی ایران است که علاوه بر همکاری با آنها دوستی و رفاقت صمیمانه ای با این عزیزان داشتم که چه در کلاس های درس دانشگاه، چه در هنرستان عالی موسیقی، چه در هنرکده موسیقی ملی و چه در فضاهای دیگر از جمله استودیوها و ارکستر ملی خاطرات بسیار شیرین و لذت بخشی را برایم رقم زده است به طوری که آنها را در یک یا دو مصاحبه نمی توان نوشت و می توانم بگویم حجم اینها به اندازه یک کتاب است که من فقط موفق به نگارش بخشی از آنها شدم.

وی به بیان خاطره ای از آخرین شب کنسرت ارکستر موسیقی ملی  در باغ چهلستون اصفهان در سال ۷۸ اشاره کرد و توضیح داد: این برنامه زنده یکی از بهترین و ماندگارترین کنسرت های ارکستر موسیقی ملی ایران به رهبری بنده بود که همواره در یادم باقی مانده و خواهد ماند چرا که اولا در این کنسرت علاوه بر حضور هنرمندانی چون آقای شجریان، بنده میزبان هنرمندان شایسته این سرزمین از جمله علی تجویدی، حسن کسایی، رضا ارحام صدر، بیژن ترقی و فریدون مشیری و بسیاری از هنرمندان مدعو دیگر بودم که اجرای برنامه را تبدیل به شب باشکوهی کرده بود چرا که قطعا چنین جمعی هم برای من افتخار آفرین و هم برایم سخت بود که می بایست یکی از بهترین برنامه های ارکستر موسیقی ملی را به مخاطبان تقدیم می کردم. البته حضور این بزرگان از یک طرف و ازدحام جمعیت بسیار زیادی که برای دیدن برنامه به کاخ چهلستون اصفهان آمده بودند، از طرف دیگر من را کمی هم نگران کرده بود که چگونه می توانیم از این سیل جمعیت میزبانی کنیم.

مدیر هنری و رهبر ارکستر موسیقی ملی ادامه داد: وقتی گروه اجرایی در پشت صحنه اجرا مستقر شد و ما آماده اجرا برای جمعیت داخل محوطه کاخ بودیم متوجه شدم که بسیاری از تماشاگرانی که موفق به حضور در محوطه نشده بودند با صدای اعتراض و همهمه اجازه ورود به محوطه را پیدا نمی کنند. البته برخی از این تماشاگران بلیت داشتند و برخی هم نداشتند اما فکر می کنم تعداد آنها به قدری زیاد بود که واقعا همه ما را برای اجرا نگران کرده بود کما اینکه وقتی یکی از بچه های گروه اجرایی به ما گفت برنامه را شروع کنیم من از نگرانی این کار را نکردم چرا که واقعا نگران سیل جمعیتی بودم که هم در محوطه کاخ حضور داشتند و هم در خیابان های مجاور داد و فریاد می زدند که چرا نمی توانند در برنامه حضور داشته باشند به هر طوری که بود من دل را به دریا زدم و گفتم این جمعیت بیرون را هم به داخل بیاورید و وقتی این اتفاق انجام شد فقط از خدا می خواستم کاخ چهلستون بر سر ما و مردم خراب نشود چرا که واقعا کنترل این جمعیت در یک محوطه تاریخی بینهایت کار دشواری بود این در حالی است که محمدرضا شجریان هم در کنارم حضور داشت و می دید که من با چه دلهره و اضطرابی این کار را انجام دادم.

فخرالدینی گفت: به هر حال در عرض چند دقیقه محوطه کاخ چهلستون اصفهان مملو از جمعیتی شد که برای تماشای برنامه ارکستر موسیقی ملی آمده بودند و نمی دانید چه شب باشکوهی شد که وقتی در حضور این مردم پرشور قطعات را به بهترین شکل ممکن اجرا کردیم و مردمی که قبل از کنسرت با فریادهای بلند اعتراض می کردند با چه سکوت عجیب و غریبی مشغول شنیدن قطعات شدند. این سکوت به قدری برایم حیرت آور بود که فضای آن کنسرت را تبدیل به یکی از ماندگارترین و بهترین خاطراتم از کنسرت ارکستر موسیقی ملی کرد که من جزییات بیشتر آن را در کتاب «شرح بی نهایت» نوشته ام. آن شب به قدری برای همه ما با شکوه و جذاب بود که تا چند ساعت بعد از برگزاری کنسرت استاد علی تجویدی و فریدون مشیری با مردم صحبت می کردند و من آن روز پی بردم که موسیقی چه نقشی می تواند در زندگی مردم داشته باشد.

 

 

 

منبع: مهر

سحر یاری

وقتی دلتنگی چیزی بجز موسیقی نمیتونه آدم رو آروم کنه ، شاید دلیلی که من رو سمت موسیقی سوق داد همین دلتنگی ها بود.
سحر یاری هستم یک ساله که در عرصه هنر فعالیت میکنم و به این همکاری افتخار میکنم.

اضافه کردن نظر

رادیو پارسی در شبکه های اجتماعی

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید