Sunday 4 December 2016
کنسرت عماد طالب زاده
کد خبر : 9699
تاریخ انتشار : شنبه ۵ تیر ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۰
بازدید

حمید رضا آذرنگ: اگر کاری را صرفا بخاطر مسائل مالی بپذیرم، به همکاران و حرفه ام بی احترامی کرده ام

گفتگو با حمید رضا آذرنگ بازیگر نمایش «کسوف» و فیلم «عادت نمی کنیم». کارگردان، نویسنده و بازیگر. این ها القابی است که در کنار اسم حمید رضا اذرنگ جاخوش کرده اند. القابی که به درستی به او نسبت داده شده است. کسی که می توان در تئاتر به عنوان یکی ازالگوهای بازیگری از او یاد کرد. کسی که بلندی یا کوتاهی نقش برایش اهمیت ندارد، […]

گفتگو با حمید رضا آذرنگ بازیگر نمایش «کسوف» و فیلم «عادت نمی کنیم».

کارگردان، نویسنده و بازیگر. این ها القابی است که در کنار اسم حمید رضا اذرنگ جاخوش کرده اند. القابی که به درستی به او نسبت داده شده است. کسی که می توان در تئاتر به عنوان یکی ازالگوهای بازیگری از او یاد کرد. کسی که بلندی یا کوتاهی نقش برایش اهمیت ندارد، بلکه مهم اثری است که با آن روبرو می شود. این را می شود از فیلم های سینمایی یا سریال هایی که بازی کرده است، فهمید. در ملکه، در عادت نمی کنیم، در سریال های شاهگوش، دندون طلا یا یلدا هر کدام را وقتی به یاد می آوریم نمی شود از بازی حمید رضا اذرنگ یاد نکرد. می گوید همه ی این آثار انتخاب خودش بوده است و نه هیچ چیز دیگر. این روزها با نقش یک افغانی در نمایش کسوف به روی صحنه است و فیلم عادت نمی کنیم با بازی او در حال اکران. به بهانه ی این فیلم و تئاتر و البته انتخاب شدنش در جدیدترین فیلم مسعود کیمیایی با او به گفتگو نشسته ام که در ادامه خواننده آن خواهید بود.

وقتی به کارنامه ی کاری شما نگاه می کنیم وآثار شما را به خاطر می سپاریم متوجه انتخاب های درست و بجا در کارهایتان می شویم. این انتخاب های درست به چه چیزی بستگی دارد؟ شما موقع انتخاب یک اثر به کارگردان یا نویسنده یا همه ی عوامل توجه می کنید؟

در ابتدای امر بازیگر با یک اثر روبرو می شود و این اثر است که قراردادش را با بازیگر می بندد. البته که آدم های پشت اتفاق هم خیلی مهم هستند. خود من چون گهگاهی می نویسم و دستی بر نوشتن دارد، اثر و نفس اثر برایم مهم است. اینکه چقدر می تواند برای من پیش برنده باشد و چقدر من می توانم برای اثر پیش برنده باشم. این دغدغه همواره همراه من بوده و امیدوارم که ترکش نکنم.

در بسیاری از کارهای شما ایفای درست لهجه نقش بسزایی دارد. در نمایش کسوف که همین حالا به روی صحنه است با لهجه افغانی، در نقش سرگرد سرخی سریال شاهگوش و … همیشه به درستی لهجه ها راادا کرده اید. آیا برای این چنین نقش هامشاور لهجه  دارید و اینکه چرا بیشتر به سمت چنین نقش هایی می روید؟

من در تئاتر تجربه کردن گویش های متفاوت را داشته ام، اما هرگز به مشاور لهجه فکر نکرده ام. برای نمایش کسوف یک شب دوستی به عنوان مشاور لهجه آمد که البته اصلا پیش برنده نبود. بخاطر اینکه گویش افغانی به گونه ای است که اگر می خواستیم آن را ادامه دهیم به دلیل تخصصی بودنش مخاطب خیلی چیزها را از دست می داد. در غالب کارهایم سعی می کنم در کوتاهترین زمان با زیر و بم لهجه آشنا شوم و نقش را مال خود کنم. خودم به گویش ها و اقوام مختلف علاقه دارم و تجربه کردن روحیات و ادها و هجاهای متفاوت برای من دلچسب و شیرین است.

از لهجه گفتیم، برسیم به سریال جاده قدیم که بخشی از آن به دلیل ماجرای لهجه سانسور شد. سریالی که نتوانست با مخاطب ارتباط برقرار کند. حالا که مدت زیادی هم از زمان ساخت و هم زمان پخشش گذشته است، نظر خودتان در مورد این سریال چیست؟ آیا آن کار در کارنامه ی خود کاری موفق می دانید؟

می توانست کار موفق باشد اما در شرایط خاصی پخش شد. دو قسمت اول این سریال کاملا حذف شد و سر و ته نداشت. .وقتی شخصیت شناخته نمی شود، وقتی قصه در یک اثر اغاز نمی شود، مسلما نباید انتظار ارتباط خوب با مخاطب را داشت. جاده قدیم طنز خوبی داشت. اشاره هایی به شرایط محیطی جامعه می کرد. یک خانواده روستایی که برای بقایشان در کلان شهر تلاش می کردند و تمام دارایی آنها یک گاو بود، این سوژه خیلی خوبی بود. این سریال جزو همان مواردی است که من انتخابش کردم که بازی کردم. اول با نوشته من قرارداد می بندم، بعد با صاحب اثر، مگر در شرایط خاص که اعتماد همه جانبه ی وجود داشته باشد و بازیگر بداند که درست پیش می رود.

گفتید اول با نوشته قرار داد می بندید، اگر فیلم نامه ی کامل نباشد بر چه اساس آن اثر را انتخاب می کنید؟

اگر نوشته کامل نباشد یا رفاقتی است که تلاش می شود در جهت تکمیل آن، جاهایی باید به صاحب اثر اعتماد کرد یا اینکه آن کار را نمی پذیرم. من احساس میکنم اگر کاری را صرفا بخاطر مسائل مالی یا بخاطر اسامی بپذیرم ولی مورد طبع و وثوق خودم نباشد، به همکارانم و به حرفه ام بی احترامی کرده ام.

می گویند روان شناسی، مردم شناسی و جامعه شناسی سه عنصرو ابزار لازم برای بازیگری و ارائه یک کار خوب است، با توجه به اینکه شما تحصیلکرده رشته ی روان شناسی هستید، چقدر این عناصر در کار بازیگری موثر است؟

همه چیز اهمیت دارد، ارتباطات عمومی آدم با اطرافیانش هم در بازیگری تاثیر دارد. هر اثری تلفیقی از همه ی این موارد است برای اینکه شخصیت پردازی شود. اصولا بازیگری اینقدر جامع است و اینقدر به فهم و گسترش گستره ی ذهنی و روانی آدم نیاز دارد ،که نمی شود فقط به یک علم خاص وابسته اش کرد.

اتفاقا یکی از شخصیت هایی که به علم روان شناسی نیازمند است، شخصیت منصور در فیلم عادت نمی کنیم با بازی شماست، شخصیتی عصبی و بیمار که همیشه برای آرام کردن خودش به سیگار پناه می برد. کمی در مورد این شخصیت توضیح دهید واز انتخاب این نقش برایمان بگویید؟

روزی که من قصه ی «عادت نمی کنیم» را خواندم، به سرعت با شخصیت منصور همراه شدم. از جنس منصور قصه ی عادت نمی کنیم در جامعه ی ما به شدت زیاد است. آدم هایی که دردهای فراوانی پشت چهره شان پنهان شده است و در خلوتشان گهگاهی خود را نشان می دهد، اما چون ما آن را نمی بینیم، احساسش نمی کنیم. این نقش به شدت بازی سهل و ممتنعی داشت از این جهت که یکسری شخصیت ها دارای کدها و شناسنامه ی برای ایفا دارند که بازیگر به راحتی با آن کنار می آید ولی برخی شخصیت ها مثل منصور نیاز به پنهان کردن این کدها و اشاره ها است و این شرایط بازی منصور را سخت می کرد. برای ایفای شخصیت منصور یک جاهایی باید هیچ کاری نمی کردم و عین اینکه کاری نباید کرد باید همه کار هم کرد و این سخت بود.

شما در این فیلم با هدیه تهرانی سوپر استار سالیان گذشته سینمای ایران همبازی بودید. از تجربه همبازی شدن با ایشان برایمان بگویید و اینکه آیا به لحاظ بازیگری از جهت اینکه شما تربیت شده ی تئاتر هستید، میان بازی شما و خانم تهرانی تفاوتی وجود داشت؟

من هر وقت می خواهم راجع به هدیه تهرانی صحبت کنم، ابتدا رجعت می کنم به شخصیت بزرگوارشان که هرگز فراموش شدنی نیست. هدیه تهرانی در کارشان خیلی جدی هستند و نسبت به شرایطی در قرار است در آن قرار بگیرند و رویارویی با کارکترشان، تحلیل دارند. احساس میکنم هدیه تهرانی شدن خیلی کار سختی است. من به عنوان یک بازیگر در کنار ایشان احساس ایمنی و راحتی میکردم و انرژی درستی داشتند، که می شد بازیگر به لحاظ بازی خودش را تخلیه کند و تمام وجودش را هزینه کند.  خیلی جاها این اتفاق کم می افتد بخاطر شرایط دو انرژی که شاید همگون نیستند.

روزنامه ها و سایت های سینمایی و هنری از انتخاب شما برای فیلم «قاتل اهلی» مسعود کیمیایی خبر دادند، انتخاب شما برای این فیلم از طریق نمایش کسوف بود؟

خیر آقای کیمیایی از طریق دیدن سریال دندون طلا من را انتخاب کردند و پیش از اینکه به دیدن نمایش کسوف بیایند، من به دیدن ایشان رفتم و برای تعدادی شخصیت صحبت کردیم و یک شخصیت قاتل اهلی به بنده محول شد و خیلی خوشحالم که این تجربه را با کسی خواهم داشت که بخشی از تاریخ سینمای ایران است و فراموش نشدنی.

باوجود اینکه هنوز جلوی دوربین مسعود کیمیایی نرفته اید، کارکردن با ایشان را چگونه خواهید دید؟

من باید وظیفه ی خودم را درست انجام بدهم. به هر صورت آن طرف قصه، ادم های متفاوتی می توانند باشند که شرایط خاص خودشان را دارند ولی من دارم راجع به مسعود کیمیایی صحبت می کنم که من را موظفتر می کند تا نسبت به ایفای درست شخصیتی که به من محول شده است، تمام انرژی ام را بزارم.

در مورد کارهای بعدی خود بگویید؟

فعلا که مشغول اجرای نمایش کسوف به نویسندگی و کارگردانی ایوب آقاخانی هستم و درگیر پیشنهادهایی که این روزها به من می شود. برای جشنواره تئاتر امسال هم فعلا برنامه ی ندارم.

در ادامه تصاویر بیشتر را از نگاه «مریم رمضانلو» به تماشا بنشینید :

 

اختصاصی رادیو پارسی

 

منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود
چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
ارسال نظر شما
انتشار یافته : 0 در انتظار بررسی : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


تبليغات تبليغات تبليغات تبليغات