آلبومی که جان تازه ای به موسیقی ایران بخشید

6
0
اشتراک گذاری :

رادیو پارسی – آرمین اسرافیلی : آلبومی که با وجود تاخیرهای پیاپی در انتشار آن، جانی تازه به موسیقی پاپ کشور بخشید.

چیزی که برای آلبوم بسیار مشهود می باشد این است که یک لحظه عاشق شو، بیش از حد در صف انتظار برای مجوز و پخش مانده است. با این حال باز هم ذره ای از ارزش موسیقیِ قابل احترام و ترانه های فاخر آن کم نمی شود. به هر حال هنگامی که موسیقی، شریف و «قابل شنیدن» باشد، تبدیل به یک اثر ماندگار و به یاد ماندنی خواهد شد.

بسیاری با انتشار آلبوم این بحث را پیش کشاندند که حامی چیز جدیدی را از خود ارائه نداده اما به جرات می توان گفت حمید حامی بخش دیگری از توانایی های خود را نمایان کرده است. مطمئناً کسی که آلبوم های «دونیمه رویا» و «بوی گندم» و حتی «آ خدا» را با «یک لحظه عاشق شو» مقایسه می کند می تواند به این موضوع پی ببرد که حامی، هم در عرصه ی خوانندگی و هم در بحث آهنگسازی و هم تغییر فضای کاری خود، پیشرفت قابل توجهی داشته است. گرچه ریسک او به دو یا نهایتاً سه قطعه مربوط می شود ولی او با جسارت تمام، این کار را به خوبی به سرانجام رسانده است.

برای خلق یک آهنگ خوب ۴ مشخصه ی اصلی باید در بهترین شرایط قرار گیرد. ۱٫ترانه، ۲٫ملودی و آهنگسازی، ۳٫ تنظیم و ۴٫ وکال ( صدای خواننده). که خوشبختانه تیم کاری ِ حمید حامی در این ۴ بخش توانسته اند در سطح قابل قبولی کار کنند.

با توجه به اینکه تعدا کثیری از آلبوم های منتشر شده در یک سال عاشقانه هستند و متاسفانه بسیاری از آن ها هم به سطحی ترین لایه ی آن اشاره دارند، باید گفت که ترانه های آلبوم «یک لحظه عاشق شو‌» مخاطب را درگیر خود می کند و اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، تمام ترانه ها، به هیچ وجه سطحی و مبتذل نیستند و حمید حامی مثل همیشه یک نگاه ویژه به این موضوع داشته است که باعث شده تلفیق بین شعر و موسیقی به بهترین شکل ممکن انجام بپذیرد. به عنوان مثال در قطعه ی «دست خودم نیست» ملودی به خوبی بر روی کلماتِ «علاقه» و «گلایه» سوار می شود. اکثر ترانه ها اینقدر خوب و با تفکر سروده شده که دست خواننده را برای ادا و اجرای کلمات به شکلی متفاوت باز گذاشته است ( به اجرای حامی بر روی کلمه ی «جرات» در مصرع ” به من از این خواب سیاه جرات پا شدن بده ” دقت کنید). باید خوشحال بود که، در این روزگاری که ترانه های پوچ و فاقد هدف، به سمع و نظر مخاطبان می رسد، ترانه سراهایی هم وجود دارد که هم ترانه ها و نوشته هایشان شنونده را به فکر فرو می برد و هم به خوبی با موسیقی تلفیق می شود. چیزی که در بخش ترانه از همه مهم تر می باشد این است هر آهنگ داستان خود را دارد و اگر چه ۸۰ درصد آن ها عاشقانه است ولی هر کدام از آن ها، موضوع و تعبیر جدید برای شنونده دارد. شاید موضوعی که بیش از هرچیزی در این آلبوم توی ذوق می زند، درج نشدن اسم مریم اسدی در کاور آلبوم هست که تک ترانه ی ایشان در آلبوم از بهترین های مجموعه به شمار می رود و یکی از ارکان اصلی زیبایی این آهنگ به حساب می آید. ذکر این مطلب خالی از لطف نیست که استفاده از ترانه ای از بیژن بیرنگ که رنگ و بوی ملی و میهنی دارد کار هوشمندانه ای بود که تنوع بسیار خوبی را در این بخش به وجود دارد. اما به حق باید عنوان برترین ترانه سرای سال را به بابک صحرایی لقب داد. همانطور که می دانید یکی از خصوصیت های ترانه ای خوب، عامه پسند بودن آن است. چون بحث ترانه از شعر جدا است و برای یک اثر موسیقیایی و جا باز کردن در بین اکثریت، ترانه باید به خوبی با عموم ارتباط برقرار کند. در نگاه اول کار آسانی به نظر می رسد ولی در واقع می توان گفت که یک کار سهل ممتنع است. در عین سادگی بسیار سخت است. بابک صحرایی جزء معدود ترانه سراهایی ست که به خوبی با آهنگ ارتباط برقرار می کند و می تواند بر اساس ملودی یک ترانه با وزن خیلی خوب بسراید و همچنین به جرات می توان گفت که ترانه های بابک صحرایی در عین پرمعنا بودن، سادگی بیان و زبان بسیار شیوایی را دارد و احساس را خیلی خوب به مخاطب منتقل می کند. تعابیر زیبای او در برخی از قطعات، اوج پختگی این ترانه سرا را نشان می دهد. به مانند ترانه ی «تماشایی» یا «دیوونگی». در بین کار های عاشقانه ی او یک کار اجتماعی نیز وجود دارد که از نقاط مثبت آلبوم هم به حساب می آید. «تقویم» یکی از ترانه هایی ست که موضوع اجتماعی دارد و امید را خیلی خوب به مخاطب می دهد . متاسفانه از این دست ترانه ها با این موضوعات در این چندسال اخیر بسیار کم شده است و اکثر به کارهای سیاه و ناامیدکننده رو اورده اند. در ضمن از ترانه ی ارزشمند و احساسی طلایه دار برای زنده یاد بابک بیات نمی توان به سادگی گذشت که قطعا جزء بهترین های آلبوم به شمار می رود. در کل ترانه های مجموعه ی «یک لحظه عاشق شو‌» یکی از بهترین های سال ٩٢ به شمار می آید.

 

این آلبوم دارای یکدستی قابل توجهی ست که باعث شده تاثیر آهنگ ها بر روی مخاطب بیشتر شود. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که هنگام شنیدن یک آلبوم بعضی از قطعات را، به دلیل ناهماهنگ بودن سبک با بقیه ی قطعات مجموعه (که باعث بهم ریختگی آلبوم می شود) و یا جذاب نبودن ملودی یا پایین بودن کیفیت تنظیم، از آلبوم کنار می گذارید و تنها به تعدادی از قطعات آلبوم بسنده می کنید. مطمئناً اگر خواننده های محترم در هر آلبوم تمرکز خود را بر روی یک یا نهایتاً دو سبک بگذارند و آن را به کمال برسانند نتیجه ی بسیار مطلوب تری از خروجی کار خود می گیرند که متاسفانه بسیاری این موضوع را ندید می گیرند. به عنوان مثال قرار گرفتن یک قطعه ی شش و هشتِ هاوس یا ترنس در کنار سبک راک یا جَز، صورت خوشایندی ندارد و بیشتر به کلیت آلبوم ضربه می زند تا اینکه به شنیدن شدن آن کمک کند. گرچه شاید برای توجیه این عمل، اعمال فشار تهیه کنندگان را مطرح کنند ولی با این حال، ثابت شده که با وجود آلبوم هایی مانند «خاطرات مبهم» و «عصرها به یاد تو» و «من خود آن سیزدهم» و … و همین «یک لحظه عاشق شو» می توان موسیقی خوب و ارزشمند را به چیزهای دیگر ارجح دانست. اما همانطور که اشاره شد، اثر جدید حامی از یکدستی ِ بسیار خوبی برخوردار است. این موضوع کمک شایانی کرده تا شنونده در حین گوش دادن به آلبوم، آن را پس نزند و با حوصله ی تمام روی همه ی قطعات آلبوم وقت بگذارد. حتی آهنگ های ریتمیک آلبوم هم باعث نشده که فضای تاثیر گذار بر شنونده شکسته شود و برعکس، در راستای بالا بردن سطح مجموعه عمل کرده است.

 

در نگاه کلی به موسیقیِ آلبوم باید گفت که تیم آهنگسازی و تنظیم این مجموعه در سطح بسیار قابل قبولی عمل کرده است. در تمام آهنگ ها، یک انسجام خیلی خوب در ملودی ها وجود دارد که مشخص است برای هر میزان و هر بخش ایده ی از پیش تعیین شده وجود داشته است و این کاملاً مشهود است.

 

آهنگساز باید نسبت به صدای خواننده اشراف کامل داشته باشد و محدوده ی صوتی خواننده را برای تعیین و تغییر گام و مدولاسیون در نظر بگیرد. با اینکه اکثر آهنگسازی کارها توسط خود حمید حامی صورت گرفته اما در قطعاتی که دیگران برای او آهنگسازی کرده اند این نکته را هم در نظر گرفته اند و به خوبی از صدای حمید حامی بهره گرفته اند. شاید یکی از بهترین صداهایی که از حامی گرفته شد و برای شنونده و حتی طرفداران تازگی داشت، مربوط به آهنگ «خواب سیاه» است. آهنگی که به خوبی از صدای سینه ی و صدای سر این خواننده، در اولین میزان از ورس ابتدایی و … ، استفاده شده است ( افتاده دردت توو سرم … ).

 

کارها به جای اینکه بیشتر بر اساس تکنیک های نوازندگی در اورتور ها پیش برود بر اساس علم و اساس آهنگسازی صورت گرفته. برای اثبات این موضوع کافی ست بار دیگر قطعه ی «همچو سرو» را پلی کنید. کاری که سبک ارکسترال دارد. آهنگسازی این قطعه به همراه ارکستراسیون بسیار خوبی که دارد، یکی از بهترین کارهای ملی – میهنی این چند سال اخیر به حساب می آید. اصولا کارهای ارکسترال که وکال را هم با خود به همراه دارد، خواننده نقشی مهم را در بهتر اجرا شدن اثر ایفا میکند. به شرطی که قدرت و حجم صدای خواننده در مقابل طیف وسیع صدای سازهای زهی و آرشه ای خودنمایی کند که خوشبختانه حمید حامی این کار را به بهترین شکل ممکن اجرا کرده است. کشش ها و فرودها و اوج ها و تاکید ها و آکسان ها در آواز آنقدر خوب اجرا شده که به هیچ وجه کلمه ای نامفهوم و شکسته نمی شود و تحریرهای بی جا و بدون دلیل به گوش نمی رسد. به هر حال این هم هنر خوانندگی حمید حامی است که باید قدر این خواننده ای را دانست که دیگر تبدیل به یک کلاسیک خوان متبحر شده است.

تنظیم هر آهنگ با توجه به فضای ترانه صورت گرفته و این تنوع در سازبندی های انجام شده به بالاتر رفتن کیفیت کار کمک بسیار زیادی کرده است. سر آلبومی ِ مجموعه بهترین شروع برای این آلبوم بود. قطعه ی «یک لحظه عاشق شو» هم از لحاظ تنظیم و هم از لحاظ آهنگسازی در شرایط بسیار خوبی قرار دارد. ملودی آنقدر جذاب است که از همان لحظه ی اول ذهن شنونده را درگیرِ اجزای آهنگ و سازبندی آن می کند. نت های نوشته شده در میزان ها برای پارت های مختلف، یکسان نیست و باعث شده ملودی فراز و نشیب خوبی داشته باشد. مهران خلیلی به خوبی توانسته با گیتارالکتریک و درامز فضاهای موجود در آهنگ را پر کند، طوری که در همه ی لحظات آهنگ هیچ خلاء و کمبودی احساس نمی شود. سکوت های به کار رفته در نت ها بسیار به جا هستند. در بهترین جاهای ممکن سولوی گیتار الکتریک به گوش می رسد. حتی صدای سوت حامی در آغاز و وسط و پایان آهنگ جزیی از بهترین ایده های کار می باشد و این میکس شدن صدای سوت با صدای گیتار الکتریک به بهترین شکل ممکن صورت گرفته است. اگر می خواهید پی به زیبایی تنظیم و ملودی این قطعه ببرید حتما آهنگ بی کلام «یک لحظه عاشق شو» را گوش کنید تا تحت تاثیر این سازبندی فوق العاده قرار بگیرید.

یک نکته ی بسیار مهم که در آلبوم «یک لحظه عاشق شو» وجود دارد این است که در تمام قطعات، از ساز های زنده و آگوستیک برای ضبط آهنگ ها و تنظیم استفاده شده است. چیزی که در چندسال اخیر در آلبوم های کثیری که در یک سال منتشر می شوند، کمتر مشاهد می کنیم. حتی مشاهده شده که در یک آلبوم فقط یک ساز زنده مورد استفاده قرار گرفته و تمام تنظیم ها الکترونیک می باشد. البته شاید سبک آلبوم یا آهنگ این شرایط را ایجاب کند اما مطمئناً آهنگی که با در آن نوازنده با احساس خود یک جمله از آهنگ را اجرا و این احساس را با انگشتان خود به شنونده نیز منتقل می کند، ماندگاری بیشتری نسبت به افکت ها و صداهای الکترونیک دارد و در مقامی شایسته تر و والاتر قرار دارد. البته اگر از هر ساز به خوبی و در جای مناسب بتوان استفاده کرد و اینطور نباشد که در تنظیم یک اثر، ۱۰ نوع ساز مختلف آورد و همه با هم یک نت را اجرا کنند. این خلاقیت در تنظیم و استفاده از سازها را در تنظیم قطعات «یک لحظه عاشق شو» به وفور مشاهده می کنیم. در جایی که نیاز است احساس شادابی به خواننده دست دهد و ریتم های تند تراستفاده شده از سازهایی به خصوصی مثل ترومپت و ساکسیفون و گیتار الکتریک بهره گرفته شده و در قطعاتی که بیشتر نیاز بوده تا آرامش را به شنونده منتقل کند از سازهای مطابق با این حال و هوا بهره جسته اند. به مانند قطعه ی طلایه دار که با اینکه در تنظیم فقط از پیانو استفاده شده ولی با توجه به فضای ترانه و موضوع آن بیشتر سعی در نمایان کردن شعر کرده اند. با اینکه خود رضا تاجبخش اعتقاد دارد که در قطعه ی طلایه دار به دلیل ضبط شدن آن در چند سال قبل خوب نتوانسته حق مطلب را ادا کند اما باز هم تکنوازی او قابل تحسین است. نوازندگی او به دور از هر گونه سر و صدای بی جهت در نواختن پیانو است و اجرای نت ها و ملودی ها بالارونده و ملودی های پایین رونده و رعایت این دینامیک قابل تقدیر است. جا دارد همینجا به این نکته اشاره کرد که ورژن گیتار قطعه ی گلایه نمی کنم با دکلمه ی زنده یاد بابک بیات عزیز اثری شایسته و ارزشمند به حساب می آید که تنظیم آنپلاگد آن بسیار قابل توجه می باشد.

اوایل انتشار آلبوم به شخصه فکر می کردم که میکس و مستر آلبوم ضعیف می باشد. اما با بیشتر گوش دادن اثر به این نتیجه رسیدم که میکس با حساسیت بسیاری انجام گرفته است. البته با توجه به تاریخ ضبط قطعات نمی توان انتظار داشت که مستر آهنگ و خروجی آهنگ ها دارای کیفیت های آنچنانی باشد چرا که بحث مسترینگ از سه سال پیش تا الآن در ایران پیشرفت بسیار قابل توجهی داشته است. حال اینکه تعدادی از قطعات نیز در سال ۸۷ و اکثرا در سال ۸۹ ضبط شده اند. اما باز هم با این حال کیفیت خروجی آهنگ ها قابل قبول می باشد. اما میکس قطعات در شرایط خوبی دارد. میکسر اجازه نداده تا هر ساز به حریم ساز دیگر وارد شود و صدای دیگری را خراب کند. مثال بسیار خوب برای نشان دادن این موضوع قطعه ی «دست خودم نیست» می باشد. صدای پیانو و گیتار باس و گیتار الکترونیک و پرکاشن و درامز و ترومپت و ساکسیفون به وضوح قابل تشخیص است. به هر حال در این بخش هم کل مجموعه (با توجه به تاریخ ضبط قطعات) نمره ی قابل قبولی می گیرد.

بحث دیگری که یکی از دلایل مهم بالا رفتن سطح آلبوم می باشد، اجرای خواننده و وکال می باشد. با اینکه در بالا به اجرای حمید حامی در برخی از آهنگ ها اشاره شد ولی خالی از لطف نیست که بگوییم حمید حامی تمام فاکتورهای یک خواننده ی خوب را دارا می باشد. از رنگ و حجم صدا گرفته تا تسلط او بر تکنیک های خوانندگی و فن بیان قدرتمندش. خواننده ای که به خوبی و با تسلط تمام می تواند صدای سینه و صدای سر را در ملودی اجرا کند. به خوبی می تواند، مفاهیم موجود در ترانه با صدای خود به شنونده القا کند. این آلبوم هم به مانند یک کلاس درس آواز و خوانندگی می باشد که می توان تکنیک های خوانندگی را به وفور یافت.

در هر صورت آلبوم «یک لحظه عاشق شو» با تمام حرف و حدیث هایی که حول حمید حامی مطرح بود، به دست مخاطبان رسید. باید تبریک گفت به عوامل این مجموعه که چنین اثر قابل دفاع و شریفی را ارائه داده اند و با ملودی ها و ترانه ها و موسیقی شان لحظاتی آرامش بخش و خوب و امیدوار کننده را برای شنونده رقم زدند. بدون هیچ طرفداری و غرض ورزی و با توجه به یکدست بودن آلبوم و موسیقی قوی و ترانه های آبرومندانه، میتوان گفت که آلبوم «یک لحظه عاشق شو»، بهترین اثر منتشر شده در سال ۹۲ در حوزه ی پاپ بوده است. باشد که بیشتر شاهد چنین آثاری در مارکت موسیقی کشور باشیم.

اشتراک گذاری :

پاسخ دهید